27/10/2013
درباره مسجد نصیرالملک شیراز
قسمت سوم
-------------
در سايت اينترنتي شهرداري شيراز نقدي دربارة مسجد نصيرالملك وجود دارد:
اين مسجد كه از بناهاي دوران قاجار است در سال 1293 تا 1305 توسط حسنعلي نصيرالمك ساخته شد. در صحن بزرگ اين مسجد دو شبستان ديده مي شود. شبستان غربي آن كه پوششي آجري دارد، از نظر هنري بيشتر مورد توجه است و داراي هفت در چوبي بزرگ مزين به شيشه هاي رنگي و دوازده ستون سنگي يكپارچه در دو رديف 6 تايي به نيت 12 امام است. اين ستونها همانند ستونهاي مسجد وكيل و مسجد مشير به شكل سنگ گندمك يكپارچه است، سقف شبستان نيز با نقشهايي چون گل و بته، خطوط اسليمي و چند آيه از آيات قرآن كريم به خط ثلث عالي مزين شده است. اين شبستان، شبستان تابستاني است.
مسجد نصيرالملك داراي دو ايوان در قسمت شمالي و جنوبي است كه با هم قرينه نيستند. اين ايوان شمالي (شاه نشين) فرم كانهپوش است با مقرنسكاري زيبا، سقف آن نيز داراي طرحي نو و ابتكاري است. (سايت شهرداري شيراز)
مسجد نصيرالملك را ميتوان از بسياري جهات با مسجد وكيل و مشير و همچنين حسينية مشير و حسينية قوام قياس كرد. گوشوارههاي موجود در دو طرف ايوان شمالي مشابه گوشوارههاي طبقة اول مسجد مشير است. دو ايوانه بودن مسجد نصيرالملك را ميتوان متأثر از مسجد وكيل دانست كه به پلان مساجد دوايوانه رجعت ميكند. مهتابيهاي كشيدة بالاي شبستانهاي شرقي و غربي مسجد نصيرالملك شباهت بسيار به مهتابيهاي حسينية قوام و مهتابي ضلع جنوبي مسجد مشير دارد. گذشته از اين اين مهتابيها را در برخي خانههاي سنتي شيراز نيز ميتوان مشاهده كرد. در حسينية قوام اين مهتابيها محل نشستن تماشاگران است و با توجه به اينكه همة اين بناها با يك پوش قابل تبديل به فضايي سرپوشيده بودهاند، محتمل است كه مسجد نصيرالملك نيز محل برگزاري روضهخواني و احياناً تعزيه بوده باشد (به خصوص كه اين مجموعه برخلاف مجموعههاي مشير و قوام فاقد حسينيه است). اگر اين فرض را بپذيريم آنگاه كشيدگي حياط و حوض (به عنوان سكوي نمايش) قابل توجيه است.
همچنين نماي شبستان غربي با دَرَكهايش مشابهت زيادي به شبستان جنوبي مسجد مشير دارد. وجود رواق در ضلع شرقي صحن مسجد نصيرالملك گذشته از آنكه رواقهاي مسجد وكيل را به خاطر ميآورد نقش سايهباني را در برابر تابش نور غرب بازي ميكند. هنگامي كه ميتوانيم تكتك اين شباهتها را در ميان بناهاي مشابه با مسجد نصيرالملك در شيراز و متعلق به زمان ساخت اين بنا دنبال كنيم دليلي ندارد كه به دنبال شباهتهاي دورتر با سبكهاي نامرتبط با آن بگرديم. عبدالمجيد شريفزاده نيز در كتاب ديوارنگاري در ايران دربارة مسجد نصيرالملك چنين نوشته است:
در مقايسة ميان اين مسجد قاجاري و مساجد دورة صفويه و حتي زنديه شاهد تغيير عمدهاي در نگرش تفكري و تأثير شديدتر غرب در آن هستيم. مساجد اين دوره فاقد آن فضاي روحاني است كه دوران صفويه با استفاده از نقوش تجريدي و رنگهاي آسماني ايجاد شده است. رنگهاي زرد و قرمز و نارنجي، تندي بيشتري به كاشيهاي دورة قاجاري داده و نقوش گلبتهها و گلدانها و خصوصاً منظرهسازيهايي با استفاده از علم مناظر و مرايا به شيوهاي غلط متأثر از نقاشيهاي غربي، فضايي مادي را ايجاد كرده است و از آن فضاي تفكري و روحاني مساجد صفويه خبري نيست، و يا بسيار اندك است و شاهد دوري از تفكر معنوي هستيم. (شريفزاده 1381، ص 147)
در مورد رنگهاي تند مسجد نصيرالملك شريفزاده حق دارد. بنا به روايتي از كاشيكار مسجد نصيرالملك چنين نقل شده است كه: «ميخواهم در اين مسجد آتش بزنم.» و گويا با اين جمله خواسته است جسارت خود را در به كار بردن رنگهاي تند زرد و قرمز به تمثيل بيان كند. به هر حال حتي اگر اين روايت صحت نداشته باشد باز نشاندهندة آن است كه شدت رنگهاي به كار رفته در اين مسجد در نظر گذشتگان نيز قدري نامعمول جلوه ميكرده است.
با اين حال بايد دانست كه استفاده از اين طيف رنگ كاملاً نامعمول و بيسابقه نبوده و كلاً استفاده از رنگهاي گرم و به خصوص قرمز از ويژگيهاي هنر قاجار است؛ از نقاشيهاي لاكي و قلمدانها گرفته تا تزئينات معماري كاربرد اين رنگها به كرات ديده ميشود. نمونة اين كاربرد را در نماي جبهة غربي مسجد مشير و ورودي مسجد ركنالملك نيز ميتوان مشاهده كرد. نيز از آنجايي كه در ساخت لعاب قرمز در دوران قاجار از طلا (هرچند به مقدار كم) استفاده ميشده ميتوان احتمال داد كه استفاده از اين رنگ حالتي اشرافي نيز داشته است. با اين حال وجود تصاوير متأثر از نقاشي غربي را نميتوان به سادگي حمل بر كاهش معنويت فضاي مسجد كرد. چنانكه از متن آثارالعجم نيز برميآيد نقاشي در شيراز در آن زمان متأثر از غرب بوده و طراح كاشيهاي مسجد نصيرالملك صرفاً سعي كرده است از مهارتهاي جديد و به قول معروف «به روز» خود در اجراي اين كاشيها استفاده كند.
در واقع شبستان غربي مسجد نصيرالملك كه فضاي اصلي كاربردي آن به حساب ميآيد حالتي بسيار لطيف و روحاني دارد. اين حالت مديون تمهيداتي چند است: نخست آنكه كشيدگي اين شبستان اجازه ميدهد كه نور بخش عمدة آن را روشن كند، اگر اين شبستان عريضتر ميبود بخشي از آن در تاريكي فرو ميرفت؛ دوم آنكه پنجرههاي رنگي به صورت مبتكرانه وي بيسابقهاي در اين مسجد به كار رفتهاند و شاه نشينهاي ارسيدار خانههاي شيراز را به خاطر ميآورند. اين امر باعث ميشود كه اين شبستان جوي صميمانهتر داشته باشد و ضمناً فضايي برونگراتر پديد آورد كه با حياط ارتباط بيشتري دارد؛ سوم آنكه كف شبستان با كاشيهاي سبز-آبي فرش شده و به اين ترتيب انعكاس نور پنجرههاي رنگي افزايش مييابد؛ چهارم آنكه سقف و ديوارهاي شبستان نيز با كاشي پوشانده شده و فضايي پديد آمده كه در بين مساجد تاحدودي تازگي دارد. (اين امر را در مسجد وكيل نيز ميبينيم كه دهانة وسط شبستان جنوبي به وسيلة كاشيكاري از ساير دهانهها متمايز شده است. گرچه استفاده از سطوح وسيع كاشيكاري در دوران قاجار متداول بوده است مسجد نصيرالملك با جسارتي كه در ساير بناهاي مذهبي شيراز بينظير است از كاشي به عنوان عنصري تزئيني سود ميجويد.) و در نهايت استفاده از ستونهاي خوش تراش كه در نور ملايمي كه بدين ترتيب پديد آمده ميتوانند به خوبي ظرافت حجاريهاي خود را به نمايش بگذارند صحنه را تكميل ميكند. شايان توجه است كه اين دقت و نفاست حجاري خاص شيراز است و در بناهاي اصفهان در دوران قاجار متداول نيست. بسياري از جرزها در بناهاي اصفهان يا فاقد سنگ ازاره هستند و يا سنگهاي ازاره و ستونهاي سادهاي دارند كه به صورت مختصر و ابتدايي حجاري شدهاند.
از اينهمه ميتوان نتيجه گرفت كه محمد حسن