22/12/2022
از گروه باصطلاح بیت العدل در حیفا خواسته میشود، تا به سوالات زیر، مستند به نصوص مبارکه پاسخ دهند و دلائلی ارائه دهند که چگونه و بر چه اساسی نظم نازله از سماء مشیت الهیه را با حذف مؤسسه ولایت امرالله از آن، این نظم بدیع را عقیم نموده و با یک مؤسسه بشری که ساخته و پرداخته ایادیان است، جای گزین کرده اند.
------------
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا میفرمایند: " وليّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس [بیت العدل اعظم الهی] و عضو اعظم ممتاز لا ينعزل. و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد."
سؤال: با وجود این بیان مبارک که باید بیت العدل اعظم الهی رئیس داشنه باشد و رئیس لاینعزل آن باید ولی امرالله باشد چگونه میشود این مجمع که ایادیان بعد از صعود شوقی افندی تأسیس کردند بیت العدل اعظم الهی نامید؟ آیا این یک نام بی مثمی نیست؟
***
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا میفرمایند: "اگر چنانچه عضوی از اعضاء [ بیت العدل اعظم الهی] گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امر اللّه صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد."
سؤال: آیا در این مؤسسه باصطلاح بیت العدل اعظم الهی که ساخته وپرداخته ایادیان جائزالخطاء است چه کسی میتواندعضو کناهکار را از عضویت این مؤسسه خلع کند؟ این آیه توسط این مؤسسه باصطلاح بیت العدل اعظم تغیر داده شده و به جای آن به خودش اختیار داده است که این وظیفه که مخصوص ولی امرالله است، خودش انجام دهد. آیا این عمل به خودی خود عمل خلاف و خیانت در امرالله نیست؟ و اگر در یک زمان اکثریت یعنی نصف اعضاء باضافه یکنفر مخالفت کردند چگونه عضو گناهکار اخراج میشود؟ آیا این امر دلالت بر جائزالخطا بودن اعضاء بیت العدل اعظم نمیکند؟ انصاف لاذم است.
***
اولین ولی امرالله شوقی افندی در توقیع دور بهائی میفرمایند: "هر چند وليّ امر رئيس لا ينعزل اين مجلس فخيم است معهذا نميتواند بنفسه حتّی بطور موقّت واضع قوانين و احکام گردد و يا تصميمات اکثريّت اعضای مجلس را الغا نمايد و ليکن هر گاه تصميمی را وجداناً مباين با روح آيات منزله تشخيص دهد بايد ابرام و تأکيد در تجديد نظر آن نمايد."
سؤال: با وجود این بیان مبارک اگر تصمیمی بر خلاف روح ایات الهی اتخاز شود تشخیص این مطلب و دادن تجدید نظر در باره آن با کیست؟
***
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا میفرمایند:" ای ياران، ايادی امر اللّه را بايد وليّ امر اللّه تسميه و تعيين كند جميع بايد در ظلّ او باشند و در تحت حكم او ... و اين مجمع ايادی در تحت اداره وليّ امر اللّه است كه بايد آنانرا دائماً بسعی و كوشش و جهد در نشر نفحات اللّه و هدايت مَنْ علی الارض بگمارد."
سؤال: بعد از صعود شوقی افندی، اولین ولی امر الهی، ایادیان از چه کسی کسب تکلیف و فرمانبرداری نمودند؟ آیا اقدامات ایادیان بدون ولی امرالله، خلاف نص صریح الواح وصایا نبوده؟ آیا ایادیان نقض الواح وصایا نکردند؟ آیا ایادیان با برداشتن مؤسسه ایادیان امرالله از نظم جهانی حضرت بهاءالله، و تأسیس هیئت مشاورین قاره ای بجای آن، خلاف دستورات الواح وصایا عمل نه نمودن؟
***
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا میفرمایند: " ای ياران عبدالبهاء، محض الطاف بی پايان حضرت يزدان بتعيين حقوق اللّه بر عباد خويش منّت گذاشت و الّا حقّ و بندگانش مستغنی از كائنات بوده و اللّه غنيٌّ عن العالمين . امّا مفروضی حقوق سبب ثبوت و رسوخ نفوس و بركت در جميع شئون گردد. و حقوق اللّه راجع به وليّ امر اللّه است تا در نشر نفحات اللّه و ارتفاع كلمة اللّه و اعمال خيريّه و منافع عموميّه صرف گردد."
سؤال: مطابق این آیه مبارکه حقوق الله راجع به ولی امرالله است. آیا تغیر این آیه مبارکه و اقدام به مطالبه حقوق الله از طرف باصطلاح بیت العدل خلاف و تمرد از نص صریح الهیه نیست؟
***
شوقی افندی، اولین ولی امرالله، میفرمایند " اخراج و طرد افراد از شریعت الهیه...جز اختیارات خاصه ولی امرالله یعنی رئیس عالیه روحا نی جامعه میباشد ... اعاده نفس مطروده بجامعه نیز با شخص ولی امرالله است" نظا مات بهائی و اخبار امری شماره 6 سا ل 106 بدیع.
سؤال: آیا طرد نفوس و اعاده نفوس مطروده بجامعه امر از ناحیه این مؤسسه باصطلاح بیت العدل مخالف با این نصوص الهیه نیست؟
***
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا میفرمایند: " ای احبّای الهی، بايد وليّ امر اللّه در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد."
سؤال: آیا قابل تصور است که ولی امرالله، شوقی افندی، کسیکه مصون از خطا است، در زمان حیات خویش وصی خویش را انتخاب و انتصاب نکرده باشند و در انجام این وظیفه مفروضه تعلل ورزیده باشند؟ آیا امکان چنین امری وجود دارد؟
***
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا میفرمایند: " حصن متين امراللّه باطاعت مَنْ هو وليّ امر اللّه محفوظ و مصون ماند"
سؤال: با حذف ولی امرالله از نظم جهانی امرالله "حصن متين امراللّه" چگونه مصون و محفوظ خواهد ماند؟
***
شوقی افندی، اولین ولی امرالله، در توقیع 105 میفرمایند: " این نظم بدیع ... بنیانش بر دو رکن رکین استوار، رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت العدل اعظم الهی که مرجع تشریح است. همچنانکه در این نظم الهی تفکیک بین احکام شارع امر و مبادی اساسیه اش که مرکز عهد و میثاقش تبیین نموده ممکن نه، انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال ..."
سؤال: با توجه به این بیان، آیا امکان ختم ولایت امرالله وجود دارد؟ آیا امکان جدائی ولایت امرالله از بیت العدل اعظم الهی امکان پذیر است؟ آیا شما، خواننده این سطور، نباید از خود و این مؤسسه باصطلاح بیت العدل، که ساخته ایادیان جائزالخطا است، سوال کنید که چگونه این مؤسسه، بدون ولی امرالله در رأس آن، بیت العدل اعظم الهی باشد؟
***
شوقی افندی، اولین ولی امرالله، در توقیع دور بهائی میفرمایند: " هرگاه ولايت امر از نظم بديع حضرت بهاءالله منتزع شود اساس اين نظم متزلزل ... بدون اين مؤسسه وحدت امرالله در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بكاهد و از واسطه فيضى كه بر عواقب امور در طى دهور احاطه دارد بالمرّه بى نصيب ماند و هدايتى كه جهت تعيين حدود و وظايف تقنينيه منتخبين ضرورى است سلب شود."
سؤال: با توجه به این بیان، چگونه بدون ولی امرالله وحدت امرالهی محفوظ و مصون میماند؟ چگونه از منزلت این امراعظم کاسته نشود؟ وچگونه بدون ولی امرالله، که واسطه هدایت الهیه است، این مؤسسۀ باصطلاح بیت العدل، که اعضایش مصون از خطا نیستند، هدایت شود؟
***
شوقی افندی، اولین ولی امرالله، در توقیع دور بهائی میفرمایند: " حضرت عبدالبهاء راجع به وظائف ولايت امرالله در الواح وصايا مى فرمايد:اوست "مبين آيات الله ... از اين بيانات كاملاً واضح و روشن است كه ولى امر مبيّن آيات الله و بيت عدل اعظم واضع احكام غير منصوصه است ... تفسير و تبيين ولايت امر در دايره خويش همانقدر موردتمكين و انقياد است كه قوانين موضوعه بيت عدل كه حقوق و امتيازاتش وضع قوانين و احكام غير منصوصه حضرت بهاءالله است. هيچ يك از اين دو نمى تواند به حدود مقدسه ديگرى تجاوز نمايد و هرگز نيز تعدّى نخواهد نمود"
سؤال: آیا با نبودن ولی امرالله چه کسی میتواند آیات الهیه را تبیین و تفسیر کند؟ آیا بیان این مؤسسه باصطلاح بیت العدل، که ولایت امرالله را خاتمه یافته میداند، انحراف از آیات الهیه نیست؟
***
شوقی افندی، اولین ولی امرالله، در توقیع تفسیر لوح کرمل میفرمایند: "و این جریان سفینه احکام اشاره باستقرار دیوان عدل الهی که فی الحقیقه دارالتشریع است و شعبه ئی از مرکز جهانی اداری بهائیان در این جبل مقدس محسوب و در بنائی مخصوص در قرب دارالاثار بین المللی که حال وقت تاسیس آنست در نقطه ئی مشرف بر این مراقد شریفه منوّره ودر جوارمقام اعلی استقرارخواهد یافت ودرقرب این دو بنیان رفیع البناء و این دو معهد قوی الارکان بنائی دیگر که دارالولایه و مرکز تبیین و تاویل و تفسیر احکام منصوصه است و موید و متمم هیئت تشریعیه است متدرجا مرتفع خواهد گشت و نیز بنائی دیگر منضم باین ابنیه ثلاثه خواهد شد که مرکز ترویج و دارالتبلیغ است و مقر استقرارایادی امرالله که بر حسب نص قاطع کتاب وصایا ماموربه محافظه و صیانت و حمایت امرالله و حفظ وحدت جامعه وانتشار دین الله وابلاغ کلمه الله اند" شوقی افندی از توقیع 111 بدیع خطاب به مومنین شرق
سؤال: اگر ولایت امرالله خاتمه یافته، انطور که ایادیان و این مؤسسه باصطلاح بیت العدل نشر داده اند، و همسر ایشان واقف بر این امر مسلم بودند که آنها فرزندی ندارند، چگونه است که ولی امرالله، شوقی افندی، دو سال قبل از صعودشان، دستور ساختن دارالولایه، درمکانی معین، برای تفسیر و تبیین نصوص مبارکه، دادند؟ آیا این دلالت بر این حقیقت نیست که ولایت امرالله خاتمه نیافته و ایادیان و این مؤسسه باصطلاح بیت العدل اشتباه کردند و انحراف در امرالله بوجود آوردند؟ و بدعتی نو بنا نهادند؟
***
خانم مری ماکسول، بیوه شوقی افندی، در مقدمه کتاب: The Ministry of the Hands of the Cause,1957-1963 این سوال را مطرح میکند که:“How to assume the reins of authority, with no document to support
us [the Hands of the Cause] other than the general theological statements about the Hands?” مضمون این سوال به فارسی این است: چگونه ما ایادیان میتوانیم قدرت را کسب کنیم بدون داشتن سندی که بتوان بر آن تکیه کرد، بجزء عناوین کلی شرعی؟
سؤال: پس چرا ایادیان، و در رأس آنها خانم مری ماکسول، با نداشتن اختیاری و بر خلاف نص صریح الواح وصایا و درغیاب ولی امرالله عمل نمودند به آنچه از آن منع شده بودند و آن کسب رهبری جامعه بهائی بود؟
***
شوقی افندی، اولین ولی امرالله، در توقیع 27 نوامبر 1929 میفرمایند: "ای احبای الهی تعیین ایادی امرالله و تنفیذ احکام مقدسه شریعت الله و تشریع قوانین متفرعه از منصوصات کتاب الله و انعقاد موتمر بین المللی پیروان امر حضرت بهاءالله و ارتباط جامعه بهائی بانجمنهای متفرقه علمیه ادبیه و دینیه و اجتماعیه کل بتشکیل و استقرار بیت عدل اعظم الهی در ارض اقدس در جوار بقاع مرتفعه منوره علیا منوط و معلق. زیرا این معهد اعلی سر چشمه اقدامات و اجراآتکلیه بهائیان است و معین و مرجع این عبد نا توان. بها تحقق آمال اهل بهاء." توجه کنید که انتصاب ایادیان منوط و مربوط به تشکیل بیت العدل اعظم الهی قرار فرمودند. یعنی شرط تعین ایادیان امرالله منوط و مربوط به تشکیل بیت العدل اعظم الهی است.
و ایشان در تلگرام نهم ژانویه 1951 چنین بیان میفرمایند: "به محافل ملیه درشرق وغرب تصمیم خطیروتاریخی اولین شورای بین المللی بهائی را ابلاغ نمائید این شورا طلیعه مؤسسه کبرای اداری است که درمیقات معیّن درجوارمقامات علیا درظل مرکزروحانی جهانی امرالله که دردوشهرحیفا وعکا استقراردارد تشکیل خواهد گردید. تحقق نبوّاتی که درباره تأسیس حکومت اسرائیل ازفم مطهرشارع امرالهی ومرکزمیثاق صادروحاکی ازپیدایش ملت مستقلی درارض اقدس پس ازمضی دوهزارسال میباشد وپیشرفت سریع مشروع تاریخی ساختمان قسمت فوقانی مقام اعلی درکوه کرمل ودرجه رشد کنونی محافل نه گانه ملیه که با کمال جدیت درسراسرعالم بهائی به خدمات امریّه قائمند مرا برآن میدارد که تصمیم تاریخی فوق را که بزرگترین قدم درسبیل پیشرفت نظم اداری حضرت بهاءالله درسی سال اخیرمحسوب اتخاذ نمایم. این شورای جدید التأسیس عهده دارانجام سه وظیفه میباشد اول آنکه با اولیای حکومت اسرائیل ایجاد روابط نماید ثانیاً مرا درایفای وظائف مربوط به ساختمان فوقانی مقام اعلی کمک ومساعدت کند ثالثاً با اولیای امورکشوری درباب مسائل مربوط به احوال شخصیّه داخل مذاکره شود وچون این شورا که نخستین مؤسسه بین المللی واکنون درحال جنین است توسعه یابد عهده داروظائف دیگری خواهد گردید وبه مرورایام بعنوان محکمه رسمی بهائی شناخته شده سپس به هیئتی مبّدل میگردد که اعضایش ازطریق انتخاب معین میشوند وموسم گل وشکوفه آن هنگامی است که به بیت العدل عمومی تبدیل وظهورکامل ثمرات آن وقتی است که مؤسسات متفرّعه عدیده آن تشکیل گشته بصورت مرکزاداری بین المللی بهائی درجوارروضه مبارکه ومقام اعلی که مقرّدائمی آن خواهد بود انجام وظیفه نماید. با قلبی مملوازشکرانه وسرورتشکیل این شورای بین المللی را که پس ازمدتها انتظاربوجود می آید تهنیت میگویم. این تأسیس درصفحات تاریخ بمنزله بزرگترین اقدامی است که مایه افتخارعهد دوم عصرتکوین دوربهائی محسوب خواهد شد بطوریکه هیچیک ازمشروعاتی که ازآغازنظم اداری امرالله ازحین صعود حضرت عبدالبهاء تا بحال به انجام آن مبادرت گشته بالقوه باین درجه ازاهمیت نبوده است وصرفنظرازاقدامات باهره جاودانی دردوره مبشروشارع ومرکزمیثاق یعنی درعصراول ازدورمشعشع کورپانصد هزارسال بهائی این تأسیس رتبه اول را حائزاست شایسته است این ابلاغیه را به وسیله لجنه ارتباط منتشرنمائید."
متعاقب این تلگراف˞، تلگراف دیگری به تاریخ دوم مارچ ١٩٥١ مبنی بر انتصاب آقای چارلزمیسن ریمی بعنوان رئیس این مجمع به عالم امر فرستادند. ایشان در این تلگراف مرقوم فرمودند: " از مساعدت شورای بین المللی جدیدالتأسیس خصوصٱ رئیس آن جناب میسن ریمی و معاون آن امة الله امیلیا کالینز سرور موفر حاصل."
شوقی افندی اولین گروه از ایادیان امرالله طی تلگراف 24 دسامبر 1951 تعین و به جامعه معرفی فرمودند.
خلاصه اینکه، اولین ولی امرالله، شوقی افندی، با شرط اولیهۀ باید ایادیان امرالله را بعد از تشکیل بیت العدل اعظم الهی انتصاب و معرفی نمای. از اینرو لاذم میآید، که ایشان، شوقی افندی، بیت العدل اعظم الهی را درآن وقت، نهم ژانویه، یعنی قبل از 24 دسامبر 1951، تشکیل داده بودند که بتوانند ایادیان را تعین نمایند. پس تشکیل جنین بیت العدل اعظم الهی در نهم ژانویه 1951 در واقع تشکیل بیت العدل اعظم الهی جنینی با ریاست چالز میسن ریمی بود. چون جنین طبق بیان حضرت عبدالبهاء دارای کلیه کمالات است لذا شوقی افندی در زمان حیات خویش و مطابق الواح وصایا مطفقا هم وصی خویش، چارلز میسن ریمی، را انتصاب نمودند و هم تشکیل بیت العدل اعظم الهی دادند.
سؤال: با طلب هدایت الهیه و توجه و دقت و تمرکز به بیانات یاد شده - نوشته شده از قلم مصون از خطای شوقی افندی، اولین ولی امرالله - آیا میشود، و یا حتی میتوان تصورکرد، که ایشان، شوقی افندی، مهمترین وظیفه خود را انجام نداده باشند و سکان کشتی امرالله را در این بحر طوفانی بی کشتی بان رها کرده باشند؟ و یا ایادیان و این باصطلاح بیت العدلی که دست پرورده ایادیان جائزالخطا است، مرتکب گناه نابخشیدنی که همان انحراف از امر الهی است نشده باشند؟ فکر و اندیشه و انصاف و وفا به امرالله لاذم و ضروری است.
ولایت بطن تاویل کتاب است ولایت سر شرع مستطاب است
ظهور قدرت حق از امام است که در اوصاف ربانی تمام است
دگر اظهار میثاق الست است که با عشاق خود آن روز بسته
خدا عهد ولایت بست محکم بآدم بهر ختمییون درآندم
بیا ای منکر اهل ولایت اگر میخواهی از یزدان هدایت
زنار قهر جباری بپرهیز تمام کفر و شرک از خود ریز
چو آدم عجز کن زلغزش خویش ظلمنا ربنا صد بار گو بیش
***
بعد از صعود شوقی افندی در اواخر سال 1957میلادی، حضرات ایادیان امرالله، که بعنوان علماء بهائی نیز شناخته میشوند، مسیر امرالله را به انحراف کشاندند و عهدی دیگر بجای میثاق الهی علم نمودند بر این اساس که ولایت امرالله خاتمه یافته، ایادیان جمعا خود را جانشین شوقی افندی معرفی نمودند و آنچه شوقی افندی در طول ولایتشان ساخته بودند منحل نمودند و مجمعی بنام بیت العدل اعظم الهی در سال 1963در ارض مقدس تاسیس نمودند که هیچ شباهتی، به جزء نام، به آنچه در الواح وصایای حضرت عبدالبهاء ترسیم شده است ندارد. شوقی افندی در تابستان سنه 1925 میلادی پیشاپیش، عدم صلاحیت این مجمع در توقیع مورخ تموز 1925 خطاب به محفل مقدس روحانی حیفا اعلان نمودند. ایشان فرمودند: "قصر مشید بیت عدل عمومی را علی رؤس الاشهاد رغما لکل عدو لدود و معاند جسور مرتفع سازند و بر اجرای اعظم نوایای مقدسه رب عزیز موفق و فائز گردند و هر هیا تی که به نظام الهی و بر حسب تعلیمات و اصول و شرایط سماویه که در صحف الهیه مشروحا مثبوت و مسطور است کا ملا کما ینبغی ویلیق لهذا المقا م الرفیع ولمرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود ان هیات از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشریع ووضع احکا م و سنن و قوانین غیر منصوصه ممنوع و از شرف اسنی و قوه مطلقه علیا محروم." (اشاره به بیت العدل اعظم الهی، که تنها هیات قانون گذار بین المللی است، میباشد)
رشته سوال هائی که در این مقاله گرد آوری شده است بیشتر توسط مومنین اولیه به ادامه ولایت امرالله در ایران طرح شده است. نگارنده با اضافه و مطرح کردن دیگر سوالات و ضمیمه نمودن دیگر آیات به این شکل مورد توجه و ملاحظه خواننده این مقاله قرار میگیرد. امید است سبب هدایت متحریان حقیقت قرار گیرد و یاد آوری بیان شوقی افندی در این جا مناسب دانسته که فرمودند: ".....وای بر نفسی که از الواح نصیحه قلم اعلی و نعما و الاء این دور امنع ابهی رو بتافت و میثاق غلیظ حی لایموت را واهی و موهون بشمرد وتطورات و تقلبات لازمه این امر خطیر را میزان بطلان وعلامت نقصان وانقراض آئین لایزال ایزد متعال بپنداشت. امر عظیم است عظیم و حوادسش بس خطیر و جسیم صرصر امتحانش شدید است و صراطش احد از سیف حدید جز جبال بازخه و اطواد شامخه مقاومت ریح عقیم نتواند و جز اقدام ثابته مستقیمه از این منهخ قویم نگذرد. شعله انقلابش شررباراست وصاعقه قهرش اشد از لهیب نار. الناس هلکاء الاالمئمنون والمئمنون هلکاء الاء الممتحنون والممتحون هلکاء الااامخلصون و المخلصون فی خطر عظیم." (از توقیع مبارک نوروز 88 بدیع )
مؤسسه ولایت امرالله در دور بهائی ادامه دارد و بعد از صعود شوقی افندی، اولین ولی امرالله - چالز میسن ریمی، دونالد هاروی، ژاک سوقومنیان بترتیب دومین، سومین و چهارمین ولی امرالله بر کرسی ولایت امرالله جالس شدند و انجام وظیفه فرمودند. ژاک سوقومونیان، چهارمین ولی امرالله، نگارنده، عنایت الله س یزدانی، طی مرقومه دهم از ماه فوریه سنه 2005 میلادی، بعنوان وصی خویش انتصاب و مطابق الواح مبارکه وصایای حضرت عبدالبهاء، معرفی فرمودند. در روز ششم از ماه سپتامبر 2013 میلادی ایشان، ژاک سوقومنیان، از عالم خاکی به جهان باقی صعود فرمودند و همزمان با صعود ایشان عنایت الله یزدانی بعنوان پنجمین ولی امرالله بر کرسی ولایت امرالله مستغر و شروع به انجام وظیفه فرمودند.
تشکیلات فعلی در حیفا شما را از تحری حقیقت در مورد مؤسسه ولایت امرالله منع نموده و حقایق راجع به این مؤسسه الهی واعظم ستون نظم اداری امرالله، از شما پنهان کرده و بحث در موضوع ولایت امرالله را قدغن نموده و مؤمنین و مؤمنات به ادامه ولایت امرالله را تحریم و بدون داشتن حق طرد، نفوس را از جامعه اخراج مینماید و به عمل تکفیر و غیر اخلاقی و ظالمانه ادامه میدهند. غافل ازاینکه در درگاهش محلی نداشته و بزودی کوس رسوائی آنها آنچنان که در آثار الهیه نازل و ثبت شده است ظاهر و آشکار گردد و عبرتا من الناظرین خواهد شد. "ای پسران وهم! حضرت بهاءالله درکلمات مکنونه میفرمایند: "بدانید چون صبح نورانی از افق قدس صمدانی بردمد البتّه اسرار و اعمال شیطانی که در لیل ظلمانی معمول شده ظاهر شود و بر عالمیان هویدا گردد."
با طلب تأئید و تحیات بهائی
عنایت الله س یزدانی
پنجمین ولی امر دیانت بهائی،
سیدنی – استرالیا
25 آبان 1401
Phone +610401856166
[email protected]