21/02/2026
بر صلیب برای ما
او آمد
نه با تاج زرین،
بلکه با تاجی از خار
که بر پیشانیاش نشاندند
و هر خار، زخمی بود
برای گناه ما.
او رفت
تا بالای آن تپه خاموش،
جایی که آسمان گریست
و زمین لرزید،
و دستانی که بیماران را شفا داده بود
بر چوب خشک میخکوب شد.
سکوت سنگین بود،
اما محبت او بلندتر از مرگ سخن گفت؛
گفت:
برای تو آمدهام،
برای نجاتت ایستادهام،
و برای رهاییات میمیرم.
خونش بر خاک ریخت
چون بذری سرخ،
تا در دلهای شکسته
امید بروید.
او فرو افتاد،
اما محبتش برخاست؛
او جان سپرد،
اما زندگی را به ما بخشید.
ای عیسی،
ای راهی که به نور میرسد،
ای نجاتی که از زخمها شکوفه زد،
صلیب تو
پل میان خاک و آسمان شد.
و ما هنوز
در سایه آن چوب مقدس
نجات را زمزمه میکنیم:
تو مردی
تا ما زنده شویم.
خادم خداوند
کشیش جان