09/08/2026
مراحل دریافت روحالقدس!
نوزادی که متولد شده است برای رشد به تغذیه سالم و محیطی سالم و تربیتی سالم نیاز دارد، و این حقیقت غیر قابل تغییر است که او متولد شده و هیچ چیز دیگری برای متولد شدن و قرار دادن او به عنوان یک انسان و عضوی جدید در خانواده نیاز نیست.
کلام خدا هم در مورد تولد یک شخص در خانواده الهی و نصب شدن او در بدن مسیح و بهره بردن از حضور و کار روح القدس یک پروسه چند مرحله ای را تعلیم نمیدهند بلکه به صراحت میگوید آنکه از روح مولد گشت حیات دارد، و موضوع تولد در روح امری است که واژگان و افعال آن را تمام شده و کامل نشان میدهند.
تعلیم کتابمقدس این نیست که انسان ابتدا با نیروی خود ایمان میآورد، تولد تازه مییابد و بعد، در مرحلهای جداگانه، روحالقدس را دریافت میکند. برعکس، روحالقدس خود عامل تولد تازه و آغاز حیات مسیحی است. انسان در گناهان خود مرده است و حیات روحانی را خدا به او میبخشد (افسسیان ۱:۲–۵).
خداوند عیسی مسیح در گفتوگو با نیقودیموس، تولد تازه را مستقیماً به عمل روح مربوط میسازد:
«آمین، آمین به تو میگویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود. آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است. عجب مدار که به تو گفتم باید شما از سر نو مولود گردید. باد هر جا که میخواهد میوزد و صدای آن را میشنوی لیکن نمیدانی از کجا میآید و به کجا میرود. همچنین است هر که از روح مولود گردد.» یوحنا ۵:۳–۸،
بنابراین شخص نمیتواند نخست «تولد تازه» داشته باشد ولی هنوز روحالقدس را نداشته باشد؛ زیرا بر اساس سخنان خود خداوند عیسی مسیح، مولود شدن از نو، مولود شدن از روح است. پولس نیز همین حقیقت را بیان میکند و میگوید خدا «محض رحمت خود ما را نجات داد به غسل تولد تازه و تازگیای که از روحالقدس است» (تیطس۵:۳–۶). پس روحالقدس نتیجهٔ ثانویهٔ تولد تازه نیست؛ او عامل آن است.
همچنین این روحالقدس است که انسان را نسبت به حقیقت گناه بیدار و ملزم میکند. خداوند عیسی مسیح دربارهٔ آمدن روحالقدس فرمود:
«و چون او آید، جهان را بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زیرا که به من ایمان نمیآورند. و اما بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود میروم و دیگر مرا نخواهید دید. و اما بر داوری، از آنرو که بر رئیس این جهان حکم شده است.» یوحنا ۸:۱۶–۱۱
پس آگاهی حقیقی از گناه و روی آوردن به خداوند عیسی مسیح را نمیتوان از عمل روحالقدس جدا کرد. انسان حقیقتاً ایمان میآورد و حقیقتاً توبه میکند، اما فیض خدا در او عمل میکند تا به این پاسخ برسد. حتی خود توبه در کتابمقدس عطیهای از جانب خدا معرفی میشود (اعمال ۱۱: ۱۸؛ دوم تیموتائوس ۲: ۲۵). آگوستین نیز بر همین حقیقت تأکید میکرد و میگفت حتی آغاز ایمان عطیهٔ خداست؛ یعنی چنین نیست که خدا پس از آنکه انسان به نیروی خودش ایمان آورد تازه به کمک او بیاید، بلکه فیض خدا در قلب انسان عمل میکند تا ایمان بیاورد.
از سوی دیگر، کتابمقدس بهروشنی نشان میدهد که هیچ مسیحی حقیقیای بدون روحالقدس وجود ندارد. پولس دربارهٔ ایمانداران مینویسد: «لکن شما در جسم نیستید بلکه در روح، هرگاه روح خدا در شما ساکن باشد؛ و هرگاه کسی روح مسیح را ندارد وی از آن او نیست» (رومیان ۸: ۹). او نمیگوید کسی که روح را ندارد مسیحی است اما هنوز «مرحلهٔ دوم» را تجربه نکرده؛ بلکه میگوید اگر روح مسیح را ندارد، «وی از آن او نیست.» بنابراین داشتن روحالقدس بخشی از تعریف شخصی است که به خداوند عیسی مسیح تعلق دارد.
اول قرنتیان نیز تعمید روحالقدس را به ورود همهٔ ایمانداران به بدن مسیح مربوط میکند، نه به تجربهای مخصوص برخی مسیحیان پس از نجات: «زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتیم، خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد و همه از یک روح نوشانیده شدیم» (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳). توجه به عبارت «جمیع ما» بسیار مهم است. پولس نمیگوید بعضی از ایمانداران به روح تعمید یافتهاند؛ بلکه تعمید به یک روح را دربارهٔ همهٔ اعضای بدن مسیح بیان میکند. بنابراین تعمید روحالقدس در این معنای نجاتشناختی، متعلق به همان ورود شخص به بدن مسیح است.
همین مطلب در افسسیان نیز دیده میشود: «و در وی شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قدوس وعده مختوم شدید» (افسسیان ۱۳:۱ ؛ همچنین آیهٔ ۱۴). یعنی ایمان به انجیل و مُهر شدن با روحالقدس به آغاز حیات مسیحی تعلق دارند (افسسیان۱: ۱۳–۱۴). پولس بعداً به همین ایمانداران میگوید: «مست شراب مشوید که در آن فجور است، بلکه از روح پر شوید» (افسسیان ۵: ۱۸). از اینجا تفاوت مهمی روشن میشود: دریافت و سکونت روحالقدس در آغاز زندگی مسیحی است، ولی پُر شدن، در اختیار دادن افسار زندگی و تحت کنترل روح خدا بودن امری است که باید مداوم و مکرر باشد.
پدران کلیسا نیز بهطور کلی حضور روحالقدس را از اصل حیات مسیحی جدا نمیکردند. ایرنائوس کسانی را که روح خدا را ندارند فاقد آن حیاتی میداند که روح میبخشد. آگوستین تأکید میکند که حتی آغاز ایمان از فیض خداست. یوحنای زریندهان در تفسیر رومیان ۸: ۹، داشتن روح مسیح را با تعلق شخص به مسیح پیوند میدهد. سیریل اورشلیم نیز دریافت روح، بخشایش گناهان، ایمان و ورود به حیات مسیحی را در چارچوب همان آغاز زندگی مسیحی تعلیم میدهد؛ او دربارهٔ روحالقدس میگوید که در هنگام ورود شخص، روح حاضر است تا جان او را مُهر کند. این تصویر با تصور یک «مسیحی تولد تازهیافته اما بدون روحالقدس» سازگار نیست.
بنابراین ۱۲: ۱۳ کتابمقدس و شهادت مهم پدران کلیسا را میتوان چنین خلاصه کرد: روحالقدس در آغاز نجات عمل میکند؛ انسان را نسبت به گناه ملزم میسازد، قلب او را به سوی خداوند عیسی مسیح میگرداند، در تولد تازه به او حیات میبخشد و در او ساکن میشود. انسان با امداد و فیض خدا ایمان میآورد و توبه میکند. ازاینرو ممکن نیست کسی حقیقتاً تولد تازه یافته و از آنِ خداوند عیسی مسیح باشد ولی روحالقدس را نداشته باشد. تعمید روحالقدس در معنای اول قرنتیان۱۲: ۱۳ متعلق به همان ورود شخص به بدن مسیح است، نه تجربهای دوم پس از نجات. آنچه پس از آن میتواند بارها رخ دهد، پُر شدن و قوت یافتن از روحالقدس است (افسسیان ۵: ۱۸).